تبلیغات
*.*.*سرزمین عجیــــب و غریـــــب*.*.*

*.*.*سرزمین عجیــــب و غریـــــب*.*.*

بعد از مدت ها:)




 در هـــوس خیـــال او ...

همچو خیال گشته ام ...

اوست گرفته شهر دل ...

من به کجا سفر برم ..؟!





سکـوت اگـر چـه بـه قـولـی پـر از نگفتن هاست

بگـــو! بگـــو کـه بجــز گفتـنت نمــی خـواهــــم







[ چهارشنبه 11 آذر 1394 ] [ 05:26 بعد از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



سکوت که می کنم ...

m.t

سکوت که می کنم

می گویی خــــداحافظ!

لطفا دیگر سکوت هایـــــــم را تفسیر نکن.....

اگر می توانستی معنی آن هـــــــا را بفهمی

که کارمان بــــــه خداحافظی نمی کشید...




[ یکشنبه 12 بهمن 1393 ] [ 04:56 بعد از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



نباشی....


m.t

نباشــــــــی. . .

مــــــــــــــن. . .

هیــــچ حســـی . . .

به روز برفـــــــی ندارم . . .

من عاشق زمستــــــــانم

عاشق اینکه ببینمت

در زمستان آرام راه می روی

که سُر نخوری !

که گونه هایت از سرمــــــــا سرخ شده است

معصومانه به زمین خیره ای

چه قدر دوست داشتنی شده ای ..

حرفم را پس میگیرم

من عاشق زمستــــــــان نیستم ،

عاشق تــــــــوام.........



چه جالب...
ناز را میکشیم
آه رامیکشیم
انتظار را میکشیم
فریاد رامیکشیم
درد را میکشیم
ولی بعداین همه سال انقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم
دست بکشیم.........

m.t

زمانی که هیچ جا عشقی را نیافتی

زمانی که در لحظات زندگی رها شدی

زمانی که احساس کردی تنها  ترینی

زمانی که هیچ جا عزیزت را نیافتی

تا....

به چشمانش خیره شوی

و به جای آن غریبه ای را دیدی

مرا به خاطرآور......


m.t

هــیــچــوقـــت ...

بــه خــاطـر هـیــچـکـس ...

از ارزشـهــایــت دســت نـکـــش ...

چـــون زمـــانـی کـه آن فــرد از تــو دســت بـکـشـــد ..

تــو مـی مـانــی و یـک "مــــن" بــی ارزش ...



[ جمعه 26 دی 1393 ] [ 11:28 قبل از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



text.....

m.t

m.t


m.t


m.t


m.t

m.t

m.t

m.t

m.t

m.t


[ چهارشنبه 19 آذر 1393 ] [ 03:52 بعد از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



محمد علی بهمنی

m.t

با همه بی سر و سامانی ام


باز به دنبال پریشانی ام



طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

 

در پی ویران شدن آنی ام


آمده ام بلکه نگاهم کنی

 

عاشق آن لحظه ی طوفانی ام


دل خوش گرمای کسی نیستم

 

آمده ام تا تو بسوزانی ام


آمده ام با عطش سال ها

 

تا تو کمی عشق بنوشانی ام


ماهی ی برگشته ز دریا شدم

 

تا تو بگیری و بمیرانی ام



خوب ترین حادثه می دانمت

 

خوب ترین حادثه می دانی ام؟


حرف بزن . ابر مرا باز کن

 

دیر زمانی ست که بارانی ام


حرف بزن حرف بزن سال هاست

 

تشنه ی یک صحبت طولانی ام


ها... به کجا می کشی ام خوب من؟

 

ها... نکشانی به پشیمانی ام!




[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 09:50 بعد از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



حمید مصدق

m.t

من پذیرفتم شکست خویش را،


پندهای عقل دوراندیش را،


من پذیرفتم که عشق افسانه است...


این دل درد آشنا دیوانه است


 میروم شاید فراموشت کنم


با فراموشی هم آغوشت کنم


 میروم از رفتن من شاد باش


 از عذاب دیدنم آزاد باش


گرچه تو تنهاتر از من میشوی


آرزو دارم شبی عاشق شوی


آرزو دارم بفهمی درد را


تلخی برخوردهای سرد را


 آرزو دارم خدا شادت کند


بعد شادی تشنه ی نامم کند


 آرزو دارم شبی سردت کند


بعد آن شب همدم دردت کند


تا بفهمی با دلم بد کرده ای


با وجود احتیاج دست مرا رد کرده ای......


می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی


 می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی....



می رسد روزی که تنها در کنار عکس من

       نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی.....




[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 09:42 بعد از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



..................


m.t

من پذیرفتم شکست خویش را...........

پندهای عقل دوراندیش را.........................

من پذیرفتم که عشق افسانه است..................

میروم از رفتن من شاد باش..............

از عذاب دیدنم آزاد باش..................

چون که تو تنهاتر از من میروی....

آرزو دارم توهم عاشق شوی.......

آرزو دارم بفهمی درد را............


معنی برخوردهای سرد را.........

m.t

می روم شاید کمی حال شما بهتر شود................


می گذارم با خیالت روزگارم سر شود..............






[ دوشنبه 10 شهریور 1393 ] [ 05:15 بعد از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



دروغ......

m.t

دروغ میگویی......

که دلت به بودنم خوش است....


بود یا نبودم......

در روند زندگیت......

هیچ تاثیری ندارد.........

تو.......

قلبت برای همه زد.....

جزمن.......



[ جمعه 17 مرداد 1393 ] [ 08:37 بعد از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



بعد مدت ها..............


m.t


دیـــــــگر


استــفــاده نمی کنــم


از میــم مالکــیـــت !!!


خداحافظ


عـزیــزش...


m.t


برگرد و نگاه کن از من چه ساخته ای!


ویرانه ای از پوست و استخوان…


و مشتی شعر عاشقانه


این عاقبت کسی ست که چشمان خیس تو را دید…


m.t


جایت را با دیگری پُر میکنند


احساس… سیری چند؟؟!


آدم هــای عجیبـــی دارد اینجــا!


دوستــی هــایشان نـــاگهانی ســت


دلبستــن شـــان غریـــب است


و رفتــن شان آشنـــا…!



m.t


بعــضـــیـ فَقــَــط رَهْـــگُـذرنـــد از هَمـــــــان اولْ...

میـ آینـــــــد کِهـ برونـــد میـ آینــــــــد کِهـ نمانــنـد

ــــادتْ بـــاشَـد

هیچــــ وقـــتْ دل نبندی به بودنـِشــــــانــْــ !!!


چــون وقتــــــی بــــرَونــْـد تــــــو میـ مانـــی و دلی کِهـ


دیگـــــر تــــــا

اَبـــَــد دل نمیـ شــــود برایــَـتْ..............






[ سه شنبه 7 مرداد 1393 ] [ 07:39 بعد از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



عصر پاییزی (مرتضی پاشایی)


m.t


بهت پیله کردم نمی مونی پیشم


نه میمیرم اینجا نه پروانه میشم


از عشق زیادی تورو خسته کردم


تو دورم زدی خواستی دورت نگردم


♫♫♫

بازم شوری اشک و لبهای سردم


من این بازی و صد دفعه دوره کردم


نه راهی نداره گمونم قراره،یکی دیگه دستامو تنها بذاره


دیگه توی دنیا به چی اعتباره


کسی که براش مردی دوست نداره


منو بغض و بارون سکوت خیابون


دوباره شکستم چه ساده چه آسون


به پاتم بسوزم تو شمعم نمیشی


تو حوای دنیای آدم نمیشی


غرورت گلومو به هق هق کشیده


آدم که قسم خوردشو دق نمی ده


♫♫♫




[ سه شنبه 20 خرداد 1393 ] [ 05:54 بعد از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



دیدی که سخت نیست تنها بدون من...؟



m.t

دیدی که سخت نیست تنها بدون من...؟



دیدی که صبح می شوند،شبها بدون من


این نیض زندگی بی وقفه می زند


فرقی نمی کند با من یا بدون من


دیروز اگرچه سخت،امروز هم گذشت


طوری نمی شود فردا بدون من


کاهی گرفته ام.....!


این جا بدون تو.....!


تو چی؟ چگونه ای؟



آنجا بدون من...؟




m.t


هردو خالی  بودند....

سر من

از عقل
....

که تورا دوست داشت....

قلب تو...

از عشق

که مرا دوست نداشت....


m.t


بی تفاوتی سخت است ......

نسبت به کسی که عجیب ترین حس دنیا رو .....


با اوتجربه کردی
..........


[ جمعه 16 خرداد 1393 ] [ 09:26 قبل از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات....() ]



قدم....


m.t

قدم بزنیم . . .

من با ” تـــــــــو ”


تو با هر که دلت خواست !


فقط بیــــــــــا قدم بزنیم . . .

اصلا بیا و بگذار . . .

سایه ات باشـــــــــــم . . .


سایه که آزار ندارد !

دارد ؟ ؟؟ 


[ سه شنبه 12 فروردین 1393 ] [ 09:42 بعد از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



ساکت.....

m.t

یادت باشددلت که شکست,سرت را بگیری بالا


تلافی نکن,فریاد نزن,شرمگین نباش


دل شکسته گوشه هایش تیز است


مبادا دل و دست آدمی که روزی


دلدارت بود زخمی کنی به کین


مبادا که فراموش کنی روزی شادیش آرزویت بود


صبـــــــــور بــــــاش و ســـــــاکــــــت...  ♥♥


[ یکشنبه 11 اسفند 1392 ] [ 03:36 بعد از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



خوابهایم...

m.t

خـــوابهـایـم گاهـی..
.

زیباتر از زندگی ام مـی شـونــد..

 کـاش گـــــاهــی...

 بــــــرای همیشه خـــواب مــی مــانــدم


[ یکشنبه 20 بهمن 1392 ] [ 08:34 بعد از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



من....

m.t

من تو را دوست دارم


تو دیگری را 

و دیگری دیگری را

و اینگونه است که همه تنهاییم♥♥♥
 
"دکتر علی شریعتی"


[ دوشنبه 14 بهمن 1392 ] [ 03:39 بعد از ظهر ] [ melika t ] [ نظرات() ]



.: تعداد کل صفحات 9 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]